تبليغاتX
pity girl


pity girl

"خانمهاو آقایون قدمتون روی چشم بفرمائید"

 

 

"When you love somebody,

your eyelashes go up and down

and little stars come out of you."

 

"Love is when you tell a guy you like his shirt, then he wears it everyday."

 

"Love is when someone hurts you. And you get so mad but you don't yell at him because you know it would hurt his feelings."

 

"Love is when you go out to eat and give somebody most of your French fries without making them give you any of theirs."

 

"Love is when a girl puts on perfume and a boy puts on shaving cologne and they go out and smile to each other."

 

"Love is when my mommy makes coffee for my daddy and she takes a sip before giving it to him, to make sure the taste is OK."

 

"You can break love, but it won't die."

 

"I know my older sister loves me because she gives me all her old clothes and has to go out and buy new ones."

 

"Love is when mommy sees daddy smelly and sweaty and still says he is handsome."

نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 14:34 توسط sepideh joon| |

 

A woman had 3 girls.

خانمی سه دختر داشت.

One day she decides to test her sons-in-law.

یک روز او تصمیم گرفت دامادهایش را تست کند. 

She invites the first one for a stroll by the lake shore ,purposely falls in and pretents to be drowing.

او داماد اولش را به کنار دریاچه دعوت کرد و عمدا تو آب افتاد و وانمود به غرق شدن کرد.

Without any hestination,the son-in-law jumps in and saves her.

بدون هیچ تاخیری داماد تو آب پرید و مادرزنش را نجات داد.

The next morning,he finds a brand new car in his driveway with this message on the windshield.

صبح روز بعد او یک ماشین نو "براند "را در پارکینگش پیدا کرد با این پیام در شیشهءجلویی.

Thank you !your mother-in-law who loves you!

متشکرم !از طرف مادر زنت کسی که تورا دوست دارد!

A few days later,the lady does the same thing with the second son-in-law.

 بعد از چند روز خانم همین کار را با  داماد دومش کرد.

He jumps in the water and saves her also.

او هم به آب پرید و مادرزنش را نجات داد.

She offers him a new car with the same message on the windshield.

او یک ماشین  نو" براند "با این پیام بهش تقدیم کرد.

Thank you! your mother-in-law who loves you!

متشکرم!مادرزنت کسی که تو را دوست دارد!

Afew days later ,she does the same thing again with the third son-in-law.

بعد از چند روز او همین کار را با داماد سومش کرد.

While she is drowning,the son-in-law looks at her without moving an inch and thinks:

زمانیکه او غرق می شد دامادش او را نگاه می کرد بدون   اینکه حتی یک اینچ تکان بخورد و به این فکر می کرد که:

Finally,it,s about time  that this old witch dies!

بالاخره وقتش ر سیده که این پیرزن عجوزه بمیرد!

The next morning ,he receives a brand new car with this message .

صبح روز بعد او یک ماشین نو" براند" با این پیام دریافت کرد.

Thank you! Your father-in-law.

متشکرم! پدر زنت!!

نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 14:0 توسط sepideh joon| |

 

 

There are people who cooperate with their passions and there are people who fight with their passions but both remain with the passions. One has to drop out of the relationship. One has to just become a spectator, a watcher.

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 21:1 توسط sepideh joon| |

 

 

You have to live moment to moment, you

Have to live each moment as if it is the last

Moment. So don't waste it in quarreling, in

Nagging or in fighting.

Perhaps you will not find the next moment even

For an apology.

 

 

از لحظه به لحظه زندگي كردن گريزي نيست.بايد هر لحظه

را چنان زندگي كني كه گويي واپسين لحظه است.

پس وقت را در جدل، گلايه و نزاع تلف نكن.

شايد لحظه بعد حتي براي پوزش طلبي در دست تو نباشد.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 21:0 توسط sepideh joon| |

 

I asked god to take away my habit
God said no it is not for me to take away,but for you to give it up

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد.
خدافرمود:خودت باید آن ها را رها کنی.

I asked god to make my handicapped child whole
God said no, body is only temporary
از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد.فرمود: لازم نیست،
روحش سالم است،جسم هم که موقت است.

I asked god to give me happiness
God said: no, i give you blessings
happiness is up to you
گفتم مرا خوشبخت کن.فرمود:نعمت از من،خوشبخت شدن از تو.

I asked god to make my spirit grow
God said no, You must grow on your own but i will prune you to make you fruitful
از او خواستم روحم را رشد دهد.فرمود: نه تو خودت باید رشد کنی. من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی.

I asked god for all things that i might enjoy life
God said no, I will give you life, so that you may
enjoy all things
ازخداخواستم کاری کندکه اززندگی لذت کامل ببرم.فرمود:برای این کارمن به توزندگی داده ام

I asked god to help me love others
as much as he loves me
God said: Ahah, finally you have the ide
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست داردمن هم دیگران را دوست بدارم.
خدا فرمود: آها بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد.
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:53 توسط sepideh joon| |

 

If you forget me...if you forget me, if you leave me, if you are for others...I love you yet despite that you said you huff with all my purities for ever/I said but...bye! May this is just a dream...what I heard from you my beliefless heart said I didn't receive to my love! You didn't say before...that you have another one in your laughing in your crying except me...if you rest your head in my shoulders I forgive you and never remind you...go my beautiful darling...you are expensive ...I am gratis

اگه از ياد تو رفتم... اگه از ياد تو رفتم اگه رفتي تو زدستم اگه ياد ديگروني ...من هنوز عاشقت هستم با وجود اينكه گفتي ...ديگه قهري تا قيامت با تموم سادگي هام/ گفتم اما.... به سلامت شايداين خوابه كه ديدم ...هر چه حرف از تو شنيدم قلب ناباور من گفت من به عشقم....نرسيدم! پيش از اين نگفته بودي ... غير من كسي رو داري توي گريه توي شادي....سر رو شونه هاش بذاري تو رو مي بخشم و هرگز ديگه يادت نمي افتم.... برو زيباي عزيزم ... تو گروني ... من چه مفتم

نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:48 توسط sepideh joon| |

 

Don't be afraid to love!!


Don't be afraid

To love someone

Totally and completely

Love is the most fulfilling

And beautiful feeling in the world

Don't be afraid that you will get hurt

Or that the other person

Won't love you


از عاشقی نترس !!!

 

نترس از اینکه عاشق شوی

با دل و جان

عشق خشنود کننده ترین

و زیباترین احساس دنیاست

نترس از دل آزرده شدن

یا اینکه طرف مقابل

به تو عشق نورزد

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 22:1 توسط sepideh joon| |

 

You have to live moment to moment, you

Have to live each moment as if it is the

Last moment. So don’t waste it in

Quarreling, in nagging or in fighting.

Perhaps you will not find the next

Moment even for an apology.

 

از لحظه به لحظه زندگی کردن گريزي نيست.

بايد هر لحظه را چنان زندگی كني كه گوي واپسين لحظه است.

پس وقت را در جدل،گلايه و نزاع تلف نكن.

شايد لحظه بعد حتي براي پوزش طلبي در دست تو نباشد.

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:58 توسط sepideh joon| |

 

دل شکستن گناه ...


شکستن دل انساني و ناراحت کردن او از گناهاني است که فقط با پشيمان شدن و طلب آمرزش از خداوند آمرزيده نمي شود. بلکه بايد به نحوي دل آن فرد را نيز به دست آورد و او را از خود راضي و خشنود نمود .

در اين زمينه شما مي توانيد با عذرخواهي و جبران کردن به وسيله احسان و هديه و همچنين با به کار بردن کلمات دلنشين، اندوه و گرفتگي را از آن فرد برطرف نماييد.


 
 

شکستن قلب


 

در حديث آمده است که خداوند مي فرمايد: «انا عند المنکسره قلوبهم؛ من همدم قلب هاي شکسته هستم» يعني انسان دل شکسته در پيشگاه خداوند داراي جايگاه ويژه اي است و مورد توجه خداوند مي باشد و دعا و نفرين انسان دل شکسته خيلي زود اثر مي بخشد. 

به طور کلي شکستن دل انسان مؤمن که به تعبير روايات، احترام او از کعبه بيشتر است، داراي آثار وضعي و جانبي فراواني است و دلي که شکست به سادگي التيام نمي يابد و جبران آن دشوار است.


   پس در مرحله اول بايد انسان مراقب باشد دل کسي را نشکند و قلبي را جريحه دار نسازد و اگر خداي ناخواسته اين اتفاق افتاد بايد به سرعت جبران و تلافي کند و دل شکسته را التيام بخشد و آن را به دست آورد و تنها استغفار و آمرزش کافي نيست مگر اين که آن فرد از انسان دور باشد و انسان قدرت جبران نداشته باشد که در اين صورت علاوه بر استغفار و طلب آمرزش از درگاه الهي بايد در حق آن فرد دعاي خير کرد و خير دنيا و آخرت او را از خداوند درخواست نمود و با اين کار انشاءالله قلب او در باطن از شما راضي و خشنود مي گردد.


 آيا دل آزردن و دل شکستن گناه دارد؟ آيا ميتوانم بي اعتنا باشم؟ آيا با اين عمل کسي به بهشت ميرود؟


 دل آزردن و دل شکستن اگر ناحق باشد، از مصاديق "ايذاء" مؤمن است و "ايذاء" و اذيت مؤمن از گناهان بزرگ محسوب ميشود. قرآن مجيد ميفرمايد: "کساني که مردان و زنان مؤمن را ميرنجانند، در حالي که استحقاق آن را ندارند، بار بهتان و گناه آشکاري را به دوش کشيده‏اند".

رسول خدا (ص) ميفرمايد: "هر کس مؤمني را به ناحق اذيت کند، مثل اين است که ده هزار مرتبه مکه معظمه و بيت المعمور را خراب کرده و هزار فرشته مقرب را کشته باشد".

در جايي فرموده است: "کسي که مؤمني را بيازارد، گرچه به يک کلمه باشد، روز قيامت محشور ميشود، در حالي که بين دو چشمش نوشته شده است: او از رحمت الهي محروم است و مانند کسي است که کعبه و بيت المقدس را ويران کرده باشد و ده هزار فرشته را به قتل رسانده باشد".


از اين روايت بر ميآيد که آزار رساندن و رنجاندن مؤمن، مانع ورود به بهشت ميشود مگر کسي که اين گناه را مرتکب شده است، توبه نمايد و از عمل خود پشيمان گردد و يا در عالم برزخ کيفر گناه خود را ببيند.

در اين صورت استحقاق ورود به بهشت را پيدا ميکند، يعني اين گناه مانند گناهان ديگر به نحوي بايد جبران شود. از روايات برميآيد که شيعيان گناهکار اگر در دنيا موفق به توبه نشده باشند، در عالم برزخ با عذاب قبر کيفر ميبينند و پاک ميشوند و در قيامت به بهشت خواهند رفت. با توجه به اين نکته معلوم ميشود که بي اعتنايي در برابر اين گناه معني ندارد.

وظيفه انسان در اين مورد جبران گناه است و جبران گناه به اينصورت است که از عمل خود پشيمان باشد و استغفار نمايد و براي او دعا کند و اگر محذوري ندارد، از ايشان عذرخواهي کند و با خوبي تلافي نمايد.


 اگه واقعا دل داري

اگه واقعا زندگي يه مومن واست مهمه هيچوقت دل يه مومن رو نشکن

هيچوقت...
شکستن دل تاوان سنگيني داره

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 17:20 توسط sepideh joon| |

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم ....

 به فکرتم....

     به یادتم

                               زنده به انتظارتم ....

تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است...

دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميق ترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد !

درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد٬ دوری از تو حسرتي عميق به قلبم آويخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند

 دلتنگی براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم.    

دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان دارم کنده شوم .

در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به اتش گناهي که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند .

ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 11:56 توسط sepideh joon| |


Design By : Night Skin