تبليغاتX
pity girl

















pity girl

"خانمهاو آقایون قدمتون روی چشم بفرمائید"

 

یه جمله ی زیبا برای اونایی که زیبایی رو دوست دارن

 

You have to live moment to moment, you Have to live each moment as if it is the last Moment. So don't waste it in quarreling, in Nagging or in fighting.

Perhaps you will not find the next moment even For an apology.

 

از لحظه به لحظه زندگي كردن گريزي نيست.بايد هر لحظه را چنان زندگي كني كه گويي واپسين لحظه است.پس وقت را در جدل، گلايه و نزاع تلف نكن.

 شايد لحظه بعد حتي براي پوزش طلبي در دست تو نباشد.

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت12:38توسط sepideh joon | |

 

قلب مال خداست

 

ورود ممنوع

 

این ماه ورود افراد و افكار متفرقه ونااهل به قلب بنده ممنوع می باشد 

 

كاش حرمت قلبمان را حفظ كنيم

 

  

..... إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ

... هنگاهی که به پیشگاه پرودگارش با قلبی پاک و سلیم آمد

+نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت22:6توسط sepideh joon | |

 

 

 

توکل    

     

توکل مصداق کلید است ؛

و دستی که کلید را می چرخاند

از برای گشایش ، همان خداوند است
حال این تویی ؛

که تا چه اندازه این کلید را تصور یا واقعیت نمایی
و چند قدم برای گشایش به جلو آیی

 

+نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت22:4توسط sepideh joon | |

 

!!! No Name  

 

I know every body has seen that photo on the internet frequently. I mean that picture which depicts a famine stricken child crawling towards UN food camp located a kilometer away and the vulture is waiting for the child to die so that it can eat it. I just wanted to share with you these precious words which are found in Kevin Carter‘s( the photographer) dairy.

Dear God, I promise I will never waste my food no matter how bad it can taste and how full I may be. I pray that He will protect this little boy, guide and deliver him away from his misery. I pray that we will be more sensitive towards the world around us and not be blinded by our own selfish nature and interests.

I hope this picture will always serve as a reminder to us that how fortunate we are and that we must never ever take things for granted   

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت12:40توسط sepideh joon | |

 

 

خیلی دلم گرفته ولی ایندفه به خاطر مشکلاتم نیست . مشکلات حل میشه .

وقتی خوب فکر میکنم میبینم ما آدما چقدر پررو هستیم همه کاری میکنیم تا برامون یه مشکل پیش میاد مومن میشیم و دست به دامن خدا میشیم . چرا؟

خدایا: دلم گرفته

خدا با من آشتی میکنی؟ خدا جون میدونم بنده خوبی نبودم . نیستم خدا دیگه خودم هم نمیتونم برای خودم کاری انجام بدم فقط کار خودته . خدای خوبم با من قهر کردی؟ مگه میشه تو با بندت قهر کنی میدونم اشتباه کردم خوب تو ببخش . خودت یه نظری کن میدونی که چقدر دوست دارم آدم بشم اگه تو هم ولم کنی که دیگه کسی رو ندارم الان یه کوچولو نگام کن ببین چقدر تنهام !!! ببین اگه دستمو نگیری فنا میشم اگه تو هم منو فراموش کنی دیگه پیش کی برم؟ من که جز تو کسی رو ندارم . همه کسم تویی . خدا جون منم دل دارم ببین گرفته!! رفتم پیش امام رضا میدونم آقا از رفتنم خوشحال نشد میدونم اون فضای ملکوتی رو به هم زدم خوب میخواستم حرف دلم رو بش بگم ولی .... خودت نظری کن خدای مهربونم تو گفتی هیچی به اندازه اشک چشم بنده گناهکار و پشیمونم برام ارزش نداره خدایا به همین اشکهام قسمت میدم کمکم کنی و پر رویی منو ببخشی......منو ببخش که اینجوری باهات حرف میزنمبه خودت قسم قصد جسارت ندارم تو خودت با مهربونیات منو پررو کردی خدایا تنهام نذار و دستم رو بگیر.... خدایا منو حتی برای یه لحظه رها نکن .

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت12:26توسط sepideh joon | |

 

گفتگو با.....             

224 

 

تنبیهم کرده اند

چرا؟

می گویند گستاخم

بله؟

چون گستاخم

خندید و گفت: این همه گستاخ را گذاشته اند ؛ تو را تنبیه می کنند؟....(من هم خندیدم).ادامه داد: اگر قرار باشد گستاخی را تنبیه کنند اول نوبت من و اوست. تا بعد نوبت ِ به شماها برسد

خیلی چیزهای دیگری هم می گویند. می گویند من نباید به کلاسهای آقای....بروم. چون برایم فایده ای ندارد. از این گوش می شنوم و ازآن گوش خارج می کنم...شاید حقیقت داشته باشد اما؛ایشان نباید اینطور بگوید. آدم نا امید می شود

در حالیکه از روی صندلی به روی زمین می آمدند( دکتر سفارش اکید کرده بودند روی صندلی بنشینند) : این حرفها را گوش نکنید. اصلا اهمیت ندهید و به آن فکر نکنید. خودتان را با آنچه خدا می گوید منطبق کنید. میزان قرآن است. میزان علی بن ابی طالب سلام الله علیه است.آنجا ها که انطباق نبود نگران شوید. به فکر گرفتاریهای خود باشید.

پدر هنوز هم به باغ می روند و سرگرمند؟

بله. می روند و می آیند

خوب است. خیلی خوب است. ادم هرچه از این انسانها دور باشد بهتر است. برود و با این بندگان خوبِ خداباشد. خاک و درخت و گیاه را می گویم. اینها که با خدای خود مخالفت نمی کنند

ولی روزگار خیلی به ایشان سخت می گذرد

سخت می گذرد؟ اصلا روزگار سخت هست. الان که این سختی ها را می کشیم.و بعد هم که سختیهای آخرت شروع می شود. تمام طبقاتِ جحیم در این دنیا پر شده. تمامش. از همه آتش می بارد. از مو منش آتش می بارد. از عالِمش؛ از آخوندش...تا چه رسد به غیر مومنینش. آدم می گوید برود با همین خاک و گیاه و اینها باشد. یا یک اتاقی باشد؛ برود در را به روی خود ببندد که هیچکس را نبیند.البته اگر واجبی متوجهش نباشد؛ آنهم واجب ِ عینی....این حرفها را به شما می زنم؛ نه به پدرتان. نمی دانم از چه جهت روزگار به ایشان سخت می گذرد. اینها را به خود شما می گویم. بعضی سختی و ناراحتی ها را می شود با به باغ رفتن فراموش کرد. البته بعضی هایش را...آن موقع که بچه بودم و تازه طلبگی را شروع کردم می گفتم: دیگر تمام شد! هم خودمان به بهشت می رویم و هم مردم را می بریم. ولی بعد دیدم نخیر...از این خبر ها نیست..البته تا همین جایش خدا را شکر می کنم که فهمیده ام وضعم خیلی خراب است. این حرفها را که می زنم؛ شما الان نمی فهمید.اما خوب در گوشتان باشدو خودتان را مقابل خدا مجرم احساس کنید. حالت مجرم و گناهکار داشته باشید. نگران باشید. این نگرانی ها شاید راه ِ نجات باشد.....نمی توان به هیچکدام از اعمال تکیه کردمگر آن واجبات ِ بخصوص . مستحباتی که انسان در اتاق در بسته انجام می دهد و از ریا دور باشد. شاید آنها بشود. آلان می گویم در تمام اعمالم هوی و هوس بوده...به خاطر نفس. البته بخاطر ترس از آتش و جهنم باشد آن هم برای نفس است..ولی خوب است. ای کاش همه اش آنطور خودیّت باشد....دعا کنید. خیلی دعا کنید. با مسکنت از خدا بخواهید که کمک کند تا بفهمید...ما هنوز از آنها نیستیم که خدا می گوید. "الله ولیّ الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور"از انها نیستیم که خدا ولایتشان را به عهده می گیرد و از ظلمات به سوی نور خارجشان می کند.

 

         ‏

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت11:49توسط sepideh joon | |

 

گفتم : خداي من ، دقايقي بود در زندگانيم که هوس ميکردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ي ديروز بود و هراس فردا بر
شانه هاي صبورت بگذارم . آرام برايت بگويم و بگريم ، در آن لحظات شانه هاي تو کجا بود ؟
گفت : عزيز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگي که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودي ، من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اين گونه هستي . من همچون عاشق که به معشوق خود مي نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم !
گفتم : پس چرا راضي شدي من براي آن همه دل تنگي ، اينگونه زار بگريم ؟
گفت : عزيز تر از هر چه هست ، اشک تنها قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد عروج ميکند ، اشکهايت به من رسيد و من يکي يکي بر رنگارهاي روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان ،چرا که تنها اينگونه ميشود تا هميشه شاد بود.
گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگي بود بر سر راهم گذاشته بودي؟ گفت : بارها صدايت کردم ، آرام گفتم از اين راه نرو که به جاي نميرسي ! تو هرگز گوش نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيزتر از هرچه هست از اين راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهي رسيد.
گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي ؟
گفت : روزيت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، پناهت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، بارها گل برايت فرستادم ،کلامي نگفتي ، مي خواستم برايم بگويي ، آخر تو بنده ي من بودي !
چاره اي نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردي.
گفتم : پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي ؟
گفت : اول بار که گفتي خدا آن چنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار ديگر خداي تو را نشنوم ، تو باز گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر . من ميدانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نميکني وگرنه همان بار اول شفايت ميدادم !!
گفتم : مهربانترين خدا ، دوست مي دارمت....
گفت : عزيز تر از هر چه هست ، من دوست تر دارمت....

ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت13:35توسط sepideh joon | |

 

Three Rooms in Hell

A man dies and goes to Hell. The Devil meets him at the gates and says  "There are three rooms here. You can choose which one you want to spend eternity in ". The Devil takes him to the first room where there are people hanging from the walls by their wrists and obviously in agony.

 The Devil takes him to the second room where the people are being whipped with metal chains. The Devil then opens the third door, and the man looks inside and sees many people sitting around, up to their waists in garbage, drinking cups of tea. The man decides instantly which room he is going to spend eternity in and chooses the last room. He goes into the third room, picks up his cup of tea and the Devil walks back in saying  "Ok, guys, tea break’s over, back on your heads! "

 

دوست خوبم برای دیدن ترجمه ی کلمات سخت کافیست موس را بر روی آن ها نگاه دارید


+نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت13:48توسط sepideh joon | |

 

تفاوت های دخترا با خانم های مسن چیه؟


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت19:24توسط sepideh joon | |

 

سوال های عشقی ای که ممکن موقع استخدام شدن ازتون پرسیده بشه


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت19:19توسط sepideh joon | |

 

زن زندگی شما کدومه؟

زن مدل هارد ديسک: همه چي يادش مي‌مونه، تا ابد

!

زن مدل رم : از دل برود هر آن که از ديده برفت
!

زن مدل ويندوز: همه مي‌دونن که هيچ کاري رو درست انجام نمي‌ده، ولي کسي نمي‌تونه بدون اون سر کنه
!

زن مدل اکسل: مي‌گن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي چهار نياز اصلي‌تون ازش استفاده مي‌کنين
!

زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردي نمي‌خوره ولي حداقل حوصله آدم باهاش سر نمي‌ره
!

زن مدل سِروِر : هر وقت لازمش دارين مشغوله
!

زن مدل مولتي‌مديا: کاري مي‌کنه که چيزهاي وحشتناک هم خوشگل بشن
!

زن مدل سي‌دي درايو: هي تندتر و تندتر مي‌شه
!

زن مدل اي‌ميل: از هر ده ‌تا چيزي که مي‌گه، هشت‌تاش بي‌خوده!

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت19:14توسط sepideh joon | |

 

شباهت ازدواج كردن و سربازي رفتن

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت19:12توسط sepideh joon | |

 

25 دليل كه دوچرخه سواري بهتر از دختر بازيه...!!!


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت19:9توسط sepideh joon | |

 

دختر وقتی میخواد بیرون بره . پنج ساعت و نیم آرایش میکنه هفتاد نوع لباس عوض میکنه . ده جور عطر به خودش میزنه بعد میره بیرون و یه ربع بعد بر میگرده.
پسر وقتی میخواد بیرون بره . یه ربع لباس می پوشه و تا بفهمی چی شده سریع پریده توی خیابون و ده ساعت بعد بر میگرده.

دختر وقتی میخواد خرید کنه قیمت تمام اجناس مغازه رو می پرسه طوری که فروشنده تصمیم به خودکشی میگیره و بعد هیچ چیز از مغازه نمی خره .
پسر اولین جنسی که توی مغازه ببینه میخره و میاره خونه و می پوشه بعد تازه متوجه میشه که اندازش نیست

دختر بعد از پرسیدن کلیه اجناس و قیمت شورت فروشنده اگه کمی فروشنده شانس داشته باشه تصمیم به خرید یه جنس میگیره و بعد وارد عملیات چونه زنی میشه .
پسر بعد از انتخاب جنس پول دوبله و سوبله به فروشنده میده طوری که تا آخر ماه ته جیبش شیپیش می مونه

دختر دو روز و نیم توی حموم میمونه و عملیات تاکتیکی روی خودش انجام میده.
پسر پنج دقیقه و سی و چهار ثانیه رکورد حمام رفتن میزنه .

دختر برای تابستان کلاس کامپیوتر و زبان و تایپ و ........ رو انتخاب میکنه.
پسر ماه اول تیکه انداختن به دختران گرامی . ماه دوم تور کردن . ماه سوم با عرض پوزش ......

دختر لباس چسبون میپوشه تا حدی که همه بر آمدگي هاش  قلمبه بزنه بیرون
پسر لباس گشاد تا اونجایی که سی و پنج نفر توش به راحتی جا بشن .

دختر موقع راه رفتن خودشو را طوری تکون میده که همه انگشت به دهن بمونن .
پسر طوری راه میره که از پشت احساس میکنه یه شتر داره یورتمه امتحان میده
- [ ]

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت19:7توسط sepideh joon | |

 

 خیلی باحاله توصیه می کنم  ببینی


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت18:46توسط sepideh joon | |

 

هشت تكنيك براي شیره مالی سر رییس!!!

1) سعي كنيد هنگام تردد در راهروهاي اداره هميشه پرونده زير بغل داشته باشيد:
اين ترتيب به نظر كارمند سخت كوشي ميرسيد كه قرار است در جلسه مهمي شركت كند. كساني كه دستخالي اين طرف و آن طرف ميروند عاطل و باطل به نظر ميرسند و تصور عموم از كساني كه "روزنامه" زير بغل دارند اين است كه زير كار در ميروند و به جاي آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش ميكنند.



2) براي اين كه به نظر برسد سرتان شلوغ است:
از كامپيوتر استفاده كنيد. استفاده از از كامپيوتر درنگاه خيلي از كساني كه چشم شان به شما مي افتد مترادف "كار" است در حالي كه شما ميتوانيد فرصت را مغتنم شمرده و ايميل هاي شخصي و دريافت و ارسال نماييد، چت كنيد در مورد موضوعات مورد علاقه خود search كنيد، وبلاگها و سايتهاي مورد علاقه خود را نگاه كنيد و بدون اينكه ذره اي كار انجام داده باشید حسابي خوش بگذرانيد و اگر زماني توسط رييستان گير افتاديد( كه حتما گير مي افتيد) بهترين دفاع اين است كه ادعا كنيد در حال يادگيري نرم افزار جديدي هستيد كه به نوعي به كارتان مرتبط است.



3) ميز كارتان را به هم بريزيد !:
اطراف خودتان را حسابي با اسناد و جزوات و اوراق پركنيد. در نگاه افراد حجم كاري كه ديده ميشود مهم است. اگر ميدانيد قرار است كسي در دفتر كارتان در مورد كارش با شما ديدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در ميان اوراق خود گم و گور كنيد و بعد در حضور او دنبالشان بگرديد.



4) از منشي تلفني استفاده كنيد و حتي المقدرود به تماس ها پاسخ ندهيد: افراد براي اين كه چيزي به شما بدهند با شما تماس نميگيرند، آن ها تماس ميگيرند تا شما براي آنها كاري انجام دهيد و فقط بلدند براي شما دردسر بسازند و اين منصفانه نيست!!!!


5) ظاهري آشفته و پريشان داشته باشيد !:
ظاهر پريشان شما رييس تان را متقاعد ميكند كه سر شما حسابي شلوغ است



6) كاري كنيد كه به نظر برسد تا ديروقت كار ميكنيد !:
هميشه دير دفتر را ترك كنيد به خصوص زماني كه رييس تان در اداره است. ميتوانيد از اين فرصت براي خواندن مجلات ، كتابها و سرگرمي هاي اين چنيني كه هميشه قصدانجامشان را داشتيد ولي فرصت نكرده ايد استفاده كنيد.


7) آه بكشيد:
زماني كه افراد زيادي اطرافتان هستند وانمود كنيد داريد به سختي كار ميكنيد و بعد با صداي بلند طوري كه همه بشنوند آه بكشيد. تصور حجم بالاي كاري كه داريد انجام ميدهيد آنها را تحت تاثير قرار خواهد داد. 


از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده كنيد:
اگر چنين واژه هايي بلد نيستيد معادل انگليسي كلمات مرتبط با حوزه كاريتان را پيدا كنيد و بخصوص هنگام صحبت كردن با مافوق خود به جاي كلمات فارسي از آن ها در جملاتتان استفاده كنيد. مهم نيست كه او متوجه آن چه مي گوييد مي شود يا خير، مهم اين است كه شما تاثيرگذار به نظر ميرسيد

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت18:43توسط sepideh joon | |

 

چگونه زن ذلیلِ خوبی شویم

برای اینکه زن‌ذلیل خوبی باشیم کافی است به ۱۵ قانون زیر که ساخته و پرداخته ذهن زنان است توجه نموده و آنها را به دقت رعایت کنیم
1-زن همیشه قوانین را وضع نموده و تصویب کند
2-قوانین ممکن است بدون اطلاع قبلی تغییر کند
3-امکان ندارد مردی تمام قوانین را بداند
4-چنانچه زن شک ببرد که مرد تمام یا برخی از قوانین را می‌داند، می‌تواند بلافاصله قوانین را تغییر دهد
5-زن هرگز اشتباه نمی‌کند
6-چنانچه به نظر آید که زن در اشتباه است، علت آن است که مرد حرفی بیجا و اشتباه بر زبان آورده یا کاری اشتباه کرده که باعث سوء تفاهمی آشکار و در نتیجه، اشتباه زن شده است
7-چنانچه مورد بالا اتفاق افتاد، مرد باید بلافاصله معذرت بخواهد، چرا که او باعث سوء تفاهم شده است
8- زن می‌تواند هر زمان که اراده کند، تصمیم خود را عوض کند
9-مرد هرگز نباید بدون رضایت صریح زن، تصمیم خود را عوض کند
10-زن حق دارد در هر زمان عصبانی یا مشوش باشد
11-مرد باید در تمامی اوقات آرام باشد، مگر اینکه زن از او بخواهد عصبانی شود
12-زن ممکن است از مرد بخواهد که عصبانی باشد یا عصبانی نباشد، اما تحت هیچ شرایطی نباید او را از نیت خود آگاه سازد
13-مرد مکلف است، در تمامی اوقات ذهن زن را بخواند
14-در تمامی اوقات و در هر زمان و مکان آنچه مهم است این است که منظور زن چه بود، نه اینکه چه گفت.
15-چنانچه مرد هر زمان که تصور میکند درست میگوید کافی است به بند 5 مراجعه نماید

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت18:42توسط sepideh joon | |

 

چگونه زن ذلیلِ خوبی شویم

برای اینکه زن‌ذلیل خوبی باشیم کافی است به ۱۵ قانون زیر که ساخته و پرداخته ذهن زنان است توجه نموده و آنها را به دقت رعایت کنیم
1-زن همیشه قوانین را وضع نموده و تصویب کند
2-قوانین ممکن است بدون اطلاع قبلی تغییر کند
3-امکان ندارد مردی تمام قوانین را بداند
4-چنانچه زن شک ببرد که مرد تمام یا برخی از قوانین را می‌داند، می‌تواند بلافاصله قوانین را تغییر دهد
5-زن هرگز اشتباه نمی‌کند
6-چنانچه به نظر آید که زن در اشتباه است، علت آن است که مرد حرفی بیجا و اشتباه بر زبان آورده یا کاری اشتباه کرده که باعث سوء تفاهمی آشکار و در نتیجه، اشتباه زن شده است
7-چنانچه مورد بالا اتفاق افتاد، مرد باید بلافاصله معذرت بخواهد، چرا که او باعث سوء تفاهم شده است
8- زن می‌تواند هر زمان که اراده کند، تصمیم خود را عوض کند
9-مرد هرگز نباید بدون رضایت صریح زن، تصمیم خود را عوض کند
10-زن حق دارد در هر زمان عصبانی یا مشوش باشد
11-مرد باید در تمامی اوقات آرام باشد، مگر اینکه زن از او بخواهد عصبانی شود
12-زن ممکن است از مرد بخواهد که عصبانی باشد یا عصبانی نباشد، اما تحت هیچ شرایطی نباید او را از نیت خود آگاه سازد
13-مرد مکلف است، در تمامی اوقات ذهن زن را بخواند
14-در تمامی اوقات و در هر زمان و مکان آنچه مهم است این است که منظور زن چه بود، نه اینکه چه گفت.
15-چنانچه مرد هر زمان که تصور میکند درست میگوید کافی است به بند 5 مراجعه نماید

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت18:40توسط sepideh joon | |

 

تیترهای روزنامه های ایران
پس از پایان المپیک!

* مجلس تمامی ورزشکاران ایرانی را برای ادای پاره ای توضیحات به صحن علنی مجلس فراخواند!

* مانتوی رنگی هما حسینی پرچمدار تیم ورزشی ایران در مراسم افتتاحیه از مصادیق تبرج شناخته شد!

* احمدی نژاد: با اجرایی شدن طرح تحول اقتصادی، در المپیک لندن مدال ها را درو خواهیم کرد!

* علی آبادی: حیف که دیکس! کمرم درد می کرد وگرنه خودم به جای احسان حدادی دیکس! را پرتاب می کردم!

* پالیزدار: همه چیز را افشا می کنم!

* کردان: افراد تحصیل کرده باید وارد شوند!

* سایت الف: مدارک داوران مسابقات ورزشکاران ایرانی باید بررسی شود!

* فاطمه رجبی: به خاطر این نتایج ضعیف، رفسنجانی و قالیباف باید رسماً از مردم عذرخواهی کنند!

* لاریجانی: سیاست استراتژیک ما در قِبَل ملل دُوَل متحدالممالک شرکت کننده در المپیک ، باید بصورت پارادایم دیالکتیک نامتجانس باشد!

* الهام: بیخود به من نگاه نکنید! من بی تقصیرم! استعفا هم نمی دهم!

* شریعتمداری: بحرین هم در المپیک مدال گرفت ولی ما نگرفتیم!

* کروبی: خوابم یا بیدار؟! این چه نتایجیه!

* کفاشیان: فوتبال ما حضوری امیدوارکننده در المپیک پکن داشت!

* قراخانلو: توقع مدال گرفتن در المپیک لندن از ما نداشته باشید!

* علی آبادی: همین که ورزشکاران ایرانی غیرت خودشان را نشان دادند برای ما کافی است! و این حاصل زحمات سازمان بوده است!

* صفایی فراهانی: با نتایج بدست آمده ممکن است کلا به حالت تعلیق در بیاییم!

* مایلی کهن: دایی باعث باخت سوریان شد!

* قلعه نوعی: وقتی کاظمی و طالب لو رو از ما گرفتند طبیعی هم بود این نتایج را در المپیک بگیریم!

* جعفر پناهی فیلم «ایران، افتضاح در المپیک» را به زودی کلید می زند!

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت18:40توسط sepideh joon | |

 

روش ترك دادن مرد سیگاری (مطلب خنده دار)

خودت می دونی من از این سوسول بازیها خوشم نمی آد پس گزینه اول منتفیه، دیگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگیرام كج و كنجول شدن و دیگه حیفم می آد وسایل آشپزخونه رو خراب كنم، گزینه آخری هم وجدانی خیلی خشونت داره و به علت این كه بچه مون هفت سالشه و دیدن این صحنه ها برای بچه های زیر 12 سال مناسب نیست



روش 100 در100عملی و موثر
از زبان خانومی که شوهرشو ترک داده :
من بعد از خوندن صحبتهای معاون سلامت تصمیم به وادار كردن شوهرم به ترك سیگار كردم و بسرعت برگه ای برداشتم و مطالب زیر رو در اون نوشتم و به در یخچال چسبوندم.
از امروز تصمیم گرفتم تو رو به ترك سیگار وادار كنم و به همین خاطر قوانین زیر از همین الآن در خانه لازم الاجرا می باشد:
قانون شماره 1: هر روزی كه لباسهات بوی سیگار بده به یكی از مجازاتهای زیر (البته به انتخاب خودت) محكوم می شوی:
1 شستن ظرفهای ناهار و شام
2 خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3 دعوت مامانم اینا و داداشم اینا برای صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد برای صرف شام هم می مونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافیه و نمی تونی اون رو انتخاب كنی، چون تو این كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به این خاطر كه وظیفه ات است هر روز انجام می دی!!

قانون شماره 2: اگه توی جیبت كبریت یا سیگار پیدا كنم، یكی از چهار عمل زیر رو باز هم به انتخاب خودت عملی می كنم:
1 قهر می كنم می رم خونه مامانم اینا و بعد ده روز و پس از یه عالمه منت كشی برمی گردم خونه.
2 یك گردنبند، دستبند، النگو و یا یك مورد مشابه اینا به انتخاب خودم باید برام بخری!!
3 خودت بگو با ملاقه بزنم یا كفگیر؟!
4 با همون كبریت و به كمك مقداری مواد آتش زا تنبیهت می كنم.

تبصره: خودت می دونی من از این سوسول بازیها خوشم نمی آد پس گزینه اول منتفیه، دیگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگیرام كج و كنجول شدن و دیگه حیفم می آد وسایل آشپزخونه رو خراب كنم، گزینه آخری هم وجدانی خیلی خشونت داره و به علت این كه بچه مون هفت سالشه و دیدن این صحنه ها برای بچه های زیر 12 سال مناسب نیست این گزینه رو هم نمی تونی انتخاب كنی، پس فقط می مونه گزینه دوم ...!!

قانون شماره 3: در صورتی كه یقین حاصل كنم سیگار رو ترك كردی، می تونی یكی از موارد زیر رو به عنوان جایزه انتخاب كنی:
1 به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشی.
2 به عنوان تلافی این چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم یك بار با ملاقه بزنی تو سرم!
تبصره: گزینه اول الكیه و نمی تونی انتخابش كنی، چون می ترسم بد عادت بشی و تنبل و تن پرور بار بیآی!!
اگه هم جرأت داری گزینه دوم رو انتخاب كن!!
"با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت"
بازم همون خانومه: شوهرم بعد یك هفته به این نتیجه رسید به نفعشه سیگار رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده باید از خونه بیرون می رفت و جیبش شده بود پر چک برگشتی)

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت18:37توسط sepideh joon | |

 

دختر که نمی رسد به بیست!

کی گفته طراحی و نشر جمله معروف" دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست"، یک توطئه بی شرمانه استکباری نیست؟!
احتمالا این جمله را جوانی ساخته که می خواسته محبوب نوزده ساله را به ازدواج با خودش ترغیب کند، یا زن بابایی که می خواسته متلکی به دختر شوهرش بیندازد، چون اگر واقعا از روی دلسوزی می خواسته برای او بگرید، آیا سزاوارتر نبود به جای انداختن متلک، خود دختر را بیندازد به کسی؟!
بی تردید، هرجمله را کسی می سازد که ازگفتن آن نفعی می برد، بنابراین ما هم ورژن خودمان را ارائه می دهیم تا با به کارگیری آن توسط دوستان، کم کم آن را جایگزین جمله توطئه آمیز فوق گردانیم.
ممکن است شما با هرکدام از این جملات به شدت مخالف باشید، اما گفتم که، هرجمله را کسی می سازد که ازگفتن آن نفعی می برد، شما هم بروید ورژن خودتان را بسازید!

دختر که رسید به بیست ، هنوز وقت ازدواجش نیست!
دختر که رسید به بیست و یک، کم کم دور و برش بپلک!
دختر که رسید به بیست و دو ، دیگه دنبالش بدو!
دختر که رسید به بیست و سه، منتظر مهندسه!
دختر که رسید به بیست و چار، دست مامانت رو بگیر و بیار!
دختر که رسید به بیست و پنج، درست شده شبیه گنج!
دختر که رسید به بیست و شش، بیشتر بهش داری کشش!
دختر که رسید به بیست و هفت، یه وقت دیدی از کفت رفت!
دختر که رسید به بیست و هشت، نباید دنبال case دیگه ای گشت!
دختر که رسید به بیست و نه، هنوز نگرفتیش بی عرضهء ...؟!!
دختر که رسید به سی، شاید بهش برسی!
دختر که رسید به سی و یک، خر نمی شه با پول و چک!
دختر که رسید به سی و دو، به این راحتی ها نمی شه همسر تو!
دختر که رسید به سی وسه، دیگه دستت بهش نمی رسه!

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت18:30توسط sepideh joon | |

 

زن، چراغ خانه است!

می گویند زن، چراغ خانه است. لابد شنیده اید که در همین راستا، بعضی ها طرفدار"چهلچراغ" شده اند و بعضی ها طرفدار"صرفه جویی در مصرف برق"!

با این حساب می شود این تعاریف را نیز ارائه داد:

* دوست دختر: چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GF می گویند. تحقیقات نشان داده این لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتیله گردسوز) می باشد که در شرایط اضطراری، روشنایی اندکی می افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و یک فوته!)

* معشوق: لامپ مهتابی! (در راستای رمانتیک بودن قضیه!)

* همسر موقت: لامپ کم مصرف!

* همسر دائم: همان چراغ خانه. به هرحال اگر ما مَثَل"دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست" را بنا به مصالحی در مطلب چند پست قبل، تغییر دادیم، دیگر قصد تخریب همه مثل ها و متل ها را که نداریم!

* همسر مطلقه: لامپ سوخته!

* همسر ایده آل: چراغ جادو!( هردو افسانه اند!)

شعر مرتبط:
با غول چراغ ، آرزویی بکنید
از او طلب فرشته خویی بکنید
یک دانه بس است زن، مگر نشنیدید
"در مصرف برق صرفه جویی بکنید"؟!

* سوال کنکور ۸۸:
هدف وزارت نیرو از ایجاد خاموشی های اخیر چیست؟
۱. یادآوری ارزش های فراموش شده به مردان هوسباز!
۲. دریافت مالیات بر همسر!
۳. چند دقیقه سکوت نوری(!) به احترام بنیاد ارزشمند خانواده!
۴. آیا شما هم شنیده اید که لذت خانواده داشتن(!) در تاریکی چند برابر می شود؟!

یک تقاضا:
بسیار خوشحال خواهم شد که تعداد کامنت های پست"شما نویسنده این پست باشید" را به ۴۵۰ تا برسانید!
چرا؟... دوست دارم در کامنت دانش، ده صفحه مستقل از هم وجود داشته باشند!
چرا؟... نمی دانم، یک جور هیجان بچگانه

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت18:29توسط sepideh joon | |

 

آخرين کلمات يک الکتريسين : خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر : فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز : نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار : مطمئنيد که اين آمپول بي خطره؟
آخرين کلمات يک پزشک : راستش تشخيص اوليه ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس : شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک جلاد : ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون : اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز : پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار : بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان : ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خونآشام : نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال : نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه سوار : نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه : من يه پرنده ام!
آخرين کلمات يک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...
آخرين کلمات يک غواص : نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد : برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان : کمک نميخوام، همه اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی : قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر : هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک گروگان : من که ميدونم تو عرضه ی شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه : اين آزمايش کاملاً بي خطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه مي دونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت18:26توسط sepideh joon | |

 

توصیه به خانم های جوان
 

 

اگر دوست دارید وقتى به خانه میآیید ؛ یکى دور و برتان بچرخد و خودش را برایتان لوس بکند و نشان بدهد که از دیدن شما واقعا خوشحال است...


* اگر دوست دارید وقتى غذا مى پزید ؛ یکى باشد که هر چه جلویش بگذارید با علاقه بخورد و هیچوقت هم نگوید که دستپخت مامان جانش بهتر از دستپخت شماست...


* اگر دوست دارید کسی را داشته باشید که همیشه ی خدا برای بیرون رفتن از خانه حاضر یراق باشد و هر روز و هر ساعتى که شما بخواهید همراه شما به کوچه و خیابان بیاید...


* اگر دوست دارید کسی را داشته باشید که هیچوقت کانال های تلویزیون را به میل خودش عوض نکند و به فوتبال هم علاقه اى نداشته باشد ؛ اما همپای شما تا بوق شب پای تلویزیون بنشیند و فیلم هاى رمانتیک تماشا کند...
* اگر کسى را میخواهید که هیچوقت بهانه های الکى نمى تراشد و از شما ایراد های بنى اسراییلى نمى گیرد...
* اگر کسى را میخواهید که برایش اهمیت ندارد که شما زشت اید یا زیبا ؛ چاق اید یا لاغر ؛ پیرید یا جوان...
* اگر کسى را مى خواهید که همواره به حرف های شما گوش میدهد و بدون قید و شرط دوست تان دارد...
توصیه میکنم که یک سگ بخرید

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت18:23توسط sepideh joon | |

 

 

اصولاً مدرنیته خیلی چیز بدیه چون همه چیز و تحت تأثیر قرار داده حتی طرز تفکر مردم نسبت به مسائل!البته تاریخ نشون داده که مردان در هر دوره ای از تاریخ برای جلب توجه خانوم ها باید یه بامبولی سر خودشون پیاده می کردند تا این موجودات فتنه انگیز ولی در عین حال بسیار خوش خط و خال! یه نیم نگاهی بشون بندازن.اما با گذشت زمان این خانوم ها که بشدت هم دمدمی مزاج بودند باعث شدن این مردای بدبخت برای اینکه روحیه تنوع طلبی زن ها ارضا بشه هی تیپ های مختلفی بزنن!خدا میدونه در آینده چه جوری باید باشیم تا این زن ها و دخترا به ما گوشه چشمی نظر بندازند!!!در زیر سیر تکاملی روش های مخ زنی در گذر تاریخ رو مشاهده می نمایید.

*مخ زنی در عصر حجر

در این عصر چون هم زن و هم مرد زبون همدیگه رو نمی فهمیدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون دیگه نمیشد با صحبت کردن و عزیزم ساعت چنده و ببخشید مستقیم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزنن. پس باید با استفاده از ظاهر و عملیات محیرالعقول این کار رو می کردن.از جمله روش های مخ زنی این دوره عبارت بودند از:


* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر ﮐس ماشینش شیکتر و با کلاس تر باشد گزینه های بهتری گیرش میاد!)


*داشتن پشم و پیلی بیشتر در ناحیه سر و صورت و کلاً در همه جای بدن! (نکته: پشم و پیلی نام یکی از عضو های بسیار مهم و حیاتی در بدن مرد های قدیم بود که نشانه مردانگی هم بود.)


*داشتن غار بزرگ تر


*داشتن لباس!(که این یکی رو فقط مردهای مرفه و بی درد اون دوره داشتند)


*هدف از مخ زنی:
بر اساس نقاشی های به دست آمده از روی غار ها انجام این عملیات احتمالاً هیچ هدفی رو دنبال نمی کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکی گوشت دایناسور دیر هضمه و باید فعالیت شدید! داشته باشی تا هضم بشه).


*دوره هخامنشی



در این عصر رن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه بتونی یه زن خوب برای خودت پیدا کنی باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و .. رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم لی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:


*حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه(به اصطلاح امروزی آقازاده باشه!!!)


*داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج (رجوع شود به شرایط گرز در عصر حجر)


*داشتن ریش بلند (رجوع شود به شرایط پشم! در عصر حجر)


*هدف از مخ زنی:


بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد بوده و هیچ گونه ارزش دیگری نداشته.



*دوره قاجار:


در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (البته نمی دونم رو چه حسابی بهش آقا می گفتن) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه) یه کمی زیادی عقده ای شده بودند و به همین دلیل از بیخ و بن با این مسئله مخالف بود و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه بشه!و کلاً این عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده ، روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.البته بر اساس یک نوشته تاریخی تأیید نشده در این دوران برای مخ زنی بی بی صغرا و ننه سکینه پس از شناسایی دختر مورد نظر به حمام می رفتند (در روزی که دختر هم به حمام می رفت ) و بعد از رویت سوژه مورد نطر و تایید کردن وزدن مهر ایزو ۹۰۰۲ ادامه عملیات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاری انجام میشد و نه پسر دختر رو می دید و نه دختر پسر رو!


*هدف از مخ زنی:
به نطر می رسه با این اوضاعی که آقا مملی خان درست کرده بود هدف از این کار فقط داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر بوده.



*دوره پهلوی:



در این دوره مردم یه کمی زیادی سیاسی فکر می کردند و اصولاً زیاد توجهی به مقوله مخ و این حرفا نداشتند و به عبارتی مخ آزاد تشریف داشتن به غیر چند نفر که به ترتیب اولویت و رتبه در امر مخ زنی در زیر مشاهده می کنید:


۱- شهرام شب پره(********): این بابا آخر این کار بود یه چیزهایی تو مایه های خدای مخ زنی رم باستان و پدر مخ زنی ایران. شهرام باب جدیدی رو در این عرصه باز کرد که هنوز هم از سبک ایشون در حل مسائل پیچیده و بغرنج مخ زنی استفاده می شه و اسم سبکش هم شب پره ایسمه.( ایول شهرام جون)


۲- فرزان دلجو(*******): هر چند همیشه پشت در بسته بود و همش تیرش به سنگ می خورد و دختری رو که برای این کار انتخاب می کرد بر خلاف تصورش فقیر و بی چیز بود اما توی این کار به استادش(شهرام شب پره) رفته بود.(رجوع شود به آرشیو فیلمهای فارسی اون دوره).


۳- ابی(******): ابی رو هم که همه می شناسین این آقا ثابت کرد که فقط آقای صدای ایران نیست و توی کارهای دیگه هم استعداد داره به خصوص در امر مخ زنی.


۴- زنده یاد تقی ظهوری(*****): که البته عمری رو توی سازمان تحقیقات و پژوهشهای مخ زنی ایران، صرف تحقیق و برسی راهها و عوامل بنیادی و موثر در مخ زنی کرد.


5-زنده یاد فردین(****): چهره دوست داشتنی و یکی از شخصیتهای شاخص در مخ زنی و دارنده جوایز متعدد از جشنواره های مخ زنی ایران.


6- بهروز وثوق(***): شاید اگر بیشتر وقتش رو صرف کار کردن روی مخ بانوی آواز ایران(گوگوش) که به این سادگی ها کوتاه نمی اومد نمی کرد الان در رده بای لیست بود، ولی خوب چه می شه کرد کله شق بود دیگه!!!


7- رضا بیگ ماوردی(**): که سبک خشنی توی این ضمینه داشت و سعی می کرد با دعوا و درگیری و بهم ریختن کافه ها و کاباره ها و به اصطلاح نشون دادن زور بازو در این عرصه فعالیت کنه که البته در نوع خودش جالب و کار آمد بود.


8- سعید کنگرانی: این بابا تازه داشت نبوق و استعدادش رو تو این ضمینه نشون میداد که یهو زد و انقلاب شد و میشه گفت اینجا رو بد شانسی اورد و بد شانس ترین مخ زن ایران نام گرفت.


البته اشخاص محدود دیگه ای هم مثل ایرج قادری و ناصر ملک مطیعی بودن که تو این مقوله فعالیت کردن اما این 8 نفر سرآمد اونها بودند.


خلاصه در این دوران هم عملیات مخ زنی چندان پیشرفتی نداشت . اما خوب بر اساس نسخه های به جا مانده از فیلم های فارسی آن دوران چند تا کار سخت برای مخ زدن باید انجام میشده که عبارت بودند از:


*فقیر بودن و بی خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بی درد این امر بسیار لازم بوده است، رجوع شود به قسمت فرزان دلجو)


*داشتن زور زیاد و توانایی کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود( رجوع شود به قسمت آقا رضا)


*کشیدن سختی های بسیار در دوران کوردکی.


*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ریش مدل داریوشی


*توانایی خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صدای بلند!


*داشتن ویژگی مردانه در حد دعوت شدن به تیم ملی!


*هدف از مخ زنی:


رسیدن به پول و مال پدر پولدار دختر و داشتن زندگی راحت و مرفه.



*دوره انقلاب تا چند سال پیش:


در این دوره روش های مخ زنی تغییری اساسی کرد و به نام خواستگاری تغییر نام داد.یک آقا پسر گل باقالی با یک دسته گل و یه جعبه شیرنی همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار های اداری لازم! از قبیل تعیین مهریه و شیر بها و .... دختر و پسر به صورت رسمی دوست دختر و دوست پسر می شدند که بهش زن و شوهر می گفتند!لازم به ذکر است که در انتهای این دوره نقش تکنولوژی در مخ زنی نمایان شد و سوال حیاتی و سرنوشت ساز عزیزم ساعت چنده توسط یکی از پیشگامان عرصه مخ و مخ زنی اختراع گشت.


و اما ویژگی های لازم برای مخ زدنی در این دوره :


* سر به زیر بودن آقا پسر(که واقعاً خیلی شرط سختی بوده)


*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژیم شاه


*داشتن سیبیل جهت نمایش مردانگی


*هدف از مخ زنی:


تشکیل خانواده و داشتن ارتش 20 میلیونی.



*دوره امروز:


به گواهی تاریخ در هیچ دوره ای به اندازه امروز مخ زدنی سخت تر نبوده!


ویژگی های اساسی جهت مخ زدنی:


*داشتن ماشین و موبایل و سایر وسایل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژی می باشد!


*تسلط به زبان انگلیسی جهت گفتن عبارات ok عزیزم- چشم momi و Dady و Ilove you و جملاتی از این قبیل.


*آشنایی به اینترنت و یاهو مسنجر!


*نداشتن سیبیل و ریش و به طور کلی تمام ویژگی های دوره های قبلی


* به روز بودن (Up to date) در زمینه SMS های جدید!


و هزاران مورد دیگر که شما بهتر از من می دونین!


*هدف از مخ زنی:


پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاری جهت حل معضل ازدواج!!!
_________________
همه به زخم هايشان دستمال مي بندند
.
.
.
ولي من به تو دل بسته ام

 

+نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت16:4توسط sepideh joon | |

 

اگر او را ببوسيد ، شما يك آقا نيستيد.

اگر او را بنويسيد ، اصلاً مرد نيستيد !

اگر از او تعريف كنيد ، او فكر مي كند دروغ مي گوئيد و قصد فريب دادن او را داريد .

اگر او را ستايش نكنيد ، شما پس براي چه خوبيد ؟!

اگر هميشه با او موافق باشيد ، يك زن ذليل هستيد .

اگر موافق نباشيد ، شما او را درك نمي كنيد .

اگر زياد او را ملاقات كنيد ، خيلي عجول هستيد .

اگر او را زياد ملاقات نكنيد ، او شما را متهم به خيانت مي كند .

اگر خوب لباس بپوشيد ، بچه سوسول هستيد .

اگر نپوشيد ، يك پسر كودن هستيد .

اگر كوشش كنيد تا رابطه اي دراماتيك بسازيد ، او مي گويد قدر او را نمي دانيد .

اگر كوشش نكنيد ، او فكر مي كند دوستش نداريد .

اگر يك دقيقه تأخير كنيد ، او غر خواهد زد كه منتظر بودن سخت است .

اگر او تأخير كند ، خواهد گفت كه اين يك روش زنانه است !

اگر مرد ديگري را ملاقات كنيد ، شما از وقتتان خوب استفاده نكرده ايد !

اگر او را با خانوم ديگري ملاقات كنيد ، خوب اين كاملاً طبيعي است آنها زن هستند !

اگر فقط گاهي او را ببوسيد ، او ادعا خواهد كرد كه شما كاملاً سرد هستيد .

اگر زياد او را ببوسيد ، او فرياد خواهد زد كه داريد از او سوء استفاده مي كنيد !

اگر به زن ديگري خيره شويد ، شما را به چشم چراني متهم مي كند !

اگر او به مرد ديگري خيره شود ، خواهد گفت كه : آنها فقط خوش تيپ هستند !

اگر صحبت كنيد ، آنها مي خواهند كه شنونده باشيد .

اگر شنونده باشيد ، آنها مي خواهند شما صحبت كنيد .

+نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت16:0توسط sepideh joon | |